|
|
|
|
|
برای خالی نبودن عریضه ی این وبلاگ: بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ یادداشتی بسیار مختصر درباره ی اتیمولوژی و کوینواتیمولوژی (Etymologie und Koinoetymologie) یا نظریه ی همریشگی همه ی زبانها یا به پیشنهاد من: اسم شناسی میان خانوادگی
پیشدرآمد اشاره وار در باب پیشوند koino: متافیزیک، ارسطو، ترجمه بر پایه ی متن یونانی از شرف الدین خراسانی، چاپ یکم، 1366، تهران، نشر گفتار. کتاب هفتم (زتا) 1038 ب : ص 247 ترجمه: نیز همان، ص 1040ب، ص 255 ترجمه.
پیشتر بنده در گزارشی که از شماره ی نخست سالنامه ی موقف داده بودم اشاره ای به مقاله ی «درآمدی به زبان شناسی زبان مادر جهانی» تألیف استاد ارجمند جناب حجت اسدیان کرده بودم که کامل اما با تغییراتی اندک در زیر می آید:
این مقاله که از مهمترین مقالات این مجموعه است به عرضه ی گزارشی بسیار مختصر از جریانهای مختلف «ریشه / اسم شناسی» می پردازد و سپس به طرح مختصر فعالیتهایی که در زمینه ی اثبات همریشگی تمام زبانها (از زبانهای شرق دور یعنی کره ای و ژاپنی تا زبانهای سرخپوستان آمریکا) مبادرت می کند. نویسنده خود از بزرگترین زبان دانان و ریشه شناسان جهان اند که به اغلب زبانهای باستانی و آسیایی و اروپایی ورود پیدا کرده اند و آثاری به زبانهای اروپایی نوشته اند. ایشان از شاگردان محقق مرحوم فردید بوده اند. در بخشی از این مقاله آمده است: «اما امر مهمی که در این میانه از طرف خیل عظیمی از زبان شناسان (که اکثراً متخصص زبانهای هند و اروپایی بودند) به دیده ی غیرعلمی نگریسته می شد، تئوری همریشه بودن بن هر یک از زبان ها با دیگر بن های زبانی بود. به همین جهت زبان شناسان از سر غفلت این تئوری ها را به دیده ی تئوری های قرون وسطایی می نگریستند. از سال 1903 که پدرسن (H. Pedersen) به طرح علمی تئوری زبان مادر پرداخت تا سال 2000 کوره راهی دراز و سخت پیموده شده است. در این راه کوششهای سترگ و عظیم زبان شناسانی برجسته و انقلابی قرار دارد که توسط عوامل آگاه و ناآگاه زبان شناسی امپریالیستی که قائل به پلورالیسم و تکاثر ذاتی بن های اصلی زبان ها یند، سخت ترین حملات و ایلغارها (die Rache) متوجه آنان بود. اما در کمتر از یک قرن، تئوری ریشه ی مشترک کلیه ی زبانها (کوینواتیمولوژی [:Koinoetymologie]) بر اساس قوانین زبان شناسی که بن مایه ی فونولوژیک آن هنوز متعلق به تئوری زبانشناسی die Junggerammatiker ها [:نحويان کمسال] ست اثبات گردید.» (ص65) چند نکته: الف) درباره ی استاد اسدیان ر.ک. روزنامه ی ایران، 26 خرداد 1384. البته نه چندان علمی. ب) من هرچه در اینترنت جست و جو کردم نتوانستم منبعی درباره ی Koinoetymologie بیابم. امیدوار ام کسی جست و جو بکند و بیابد و مرا هم خبر کند. بسیار سپاسگزار می شوم.
ج) در بخشی از این مقاله آمده است: «[...] در باب زبان سومری به عنوان باستانی ترین زبان مکتوب، چندان که لازم بود، کاری دقیق بر اساس کوینواتیمولوژی صورت نپذیرفته بود. بدین جهت حقیر، ریشه ی مشترک حدود هزار کلمه ی سومری را با زبان های هند و اروپایی، دراویدی، آفروآسیاتیک، اورالی، آلتایی و غیره به انجام رسانیدم و آنها را به شاخه ی زبانهای دورالیان منضم کردم و به پروفسور هاکولا نیز عنوان Suduralian Gens [lateinisch d.h. Familie] را به جای Duralian پیشنهاد نمودم که پس از بررسی های دقیق علمی به همین مناسبت «نخستین سمپوزیوم بین المللی اتیمولوژی سودورالیان» از دوم تا هفتم دسامبر 1999 در دانشگاه کوئوپیو برگزار گردید. در طی این سمپوزیوم زبان سومری با زبانهای دورالیان مورد مقایسه قرار گرفت و نتیجه ی آن «لغت نامه ی کوینواتیمولوژیک سودورالیان» (Suduralian koinoetymologisches Woerterbuch) کار مشترک حقیر و پروفسور هاکولا است که در سال 2002 توسط دانشگاه کوئوپیو منتشر گردید.» در این باره گفتنی است منظور از «پروفسور هاکولا» Hannu Panu Aukusti Hakola اهل فنلاند است. در اینترنت من این کتاب را از او یافتم: 1000 Duraljan Etyma: An Extended Study in the Lexical Similarities in the Major Agglutinative Languages. Kuopio: Hakola 2000. 303p large pb, indices, bibliography, review copy, as new, VG+ PKM 42608 £25.2 در http://www.plurabelle.co.uk/catalog/ling.html که معنی آن «هزار ریشه ی دورالیان: بررسی ای درازدامن در تشابهات واژگانی در عمده زبانهای ترکیبی» چاپ دانشگاه کوئوپیو است. صورت درست واژه ی Duralian نیز Duraljan است (با j نه i) در اینترنت در پایگاهی به زبان فنلاندی نظریه ی «سودورالیان» منسوب به پروفسور هاکولا شده است با این عنوان: Panu Hakolan suduraljan-teoria افزایش ویراست سوم: برادر گرامیم سیدعباس سیدمحمدی چند منبع در مورد استاد اسدیان به من معرفی کرده اند که در یکی از آنها عنوان یکی از کارهای استاد اسدیان که با همکاری استاد هاکولا (استاد بازنشسته ی زبان-عصب شناس فنلاندی) نوشته شده آمده است که چنین است: Sumerian and proto-duraljan, Hodjjat Assadian and Hanu Panu Akusti Hakola, 2003 در پایگاهی به نشانی: http://www.vjf.cnrs.fr/clt/php/vf/Page_sommaire.php?ValCodeSom=2004_IJDL_V33N2&ValCodeRev=IJDL همچنین در میان منابعی که برادر سیدمحمدی به من معرفی کرده اند دو نوشته به زبان فنلاندی از استاد هانو پانو هاکولا نیز دیده می شود که در آن به استاد اسدیان به عنوان professori Hodjjat Assadian اشاره شده است که بدین قرار اند: http://onet.tehonetti.fi/suomalaisuudenliitto/onet/vanhatsivut/hakola2.htm http://onet.tehonetti.fi/suomalaisuudenliitto/onet/vanhatsivut/hakola.htm از رفیق گرامیم برادر سیدعباس سیدمحمدی برای معرفی این منابع بسیار سپاسگزار ام. (14/5/1385)
اکنون نکاتی دیگر در جهت روشن شدن زوایای تاریک دیگری از این مقاله: 1) در ص 63 آمده است: «متافیزیک پیرسالارانه ی ماقبل سقراطی» که پیرسالارانه در آن گویا ترجمه ی اصطلاح patriarchal است. 2) در ص 65 آمده است: «از سال 1903 که پدرسن (H. Pedersen) به طرح علمی تئوری زبان مادر پرداخت تا سال 2000 کوره راهی دراز و سخت پیموده شده است.» منظور از این پدرسن، پروفسور Holger Pedersen دانمارکی (1867 – 1953) است که در مقاله ی بسیار مهم : “Türkische Lautgesetze“ in „Zeitschrift der Deutschen mörgenländischen Gesellschaft“ : قوانین تلفظ [زبان] ترکی در مجله ی انجمن آلمانی خاور [شناسی] منتشر شده به سال 1903 اصطلاح (به انگلی): Nostratian یا Nostratic یعنی «همتبار» را وضع کرد. 3) در صص 65 و 66 آمده است: «به سال 1969 ریشه ی مشترک لغات سامی و هند و اروپایی مجدداً بر اساس قوانین فونولوژیک طبقه بندی گردید.» که منظور کتاب: die gemeinsamen Wurzeln des Semitischen und Indogermanischen Wortschatzes: «ریشه های مشترک دایره ی واژگان [زبانهای] سامی و هندواروپایی» اثر Linus Brunner است. 4) در ص 66 در ادامه ی جمله ی قبل آمده است: «در جنب این تحقیقات کار عظیمی به سال 1965 تحقق یافت که در تاریخ کوینواتیمولوژی چون درّ درخشانی در اقیانوس اتیمولوژی توسط زبان شناسی انقلابی به منصه ی ظهور رسید و بدین قرار زبانهای دراویدی، اورالی و آلتایی به عنوان سه شاخه ی شرقی و زبانهای هند و اروپایی، آفروآسیاتیک (Afro-Asiatic) و کارتولی (Kartevelian) به عنوان سه شاخه ی غربی زبان مادر طبقه بندی گردید.» که گویا منظور از آن «زبان شناس انقلابی»، زبان شناس روس Georgij Andreevich Klimov گئورگی آندره ئه ویچ کلیمُف مؤلف Etymological Dictionary of the Kartvelian Languages (Trends in Linguistics. Documentation, 16) (Trends in Linguistics Documentation) (Hardcover - Jul 1998)و Einführung in die kaukasische Sprachwissenschaft است. برخی تحقیقات او هنوز به زبان انگلی ترجمه نشده است. 5) در ص 67 پیش از بند جیم متن اصلی یادداشت (ر.ک. بالا) آمده بوده است: «سرانجام در سال 1997 تئوری ریشه مشترک زبان های دورالیان Duralian (= دراویدی، اورالی Uralic، آلتایی، کره ای – ژاپنی، و کچوا Quechua – زبان بومی آمریکای جنوبی) توسط پروفسور هاکولا اتیمولوژیست و نورولینگویست معاصر بنیان گذاری گردید. در این میانه در باب زبان سومری [الخ]» 6) این مقاله چنین می آغازد (دوقلابها از من است):
درآمدی به زبان شناسی زبان مادر جهانی حجت اسدیان Auf einem Stern zugehen, nur dieses به اقبال ستاره ای می رویم، فقط همین. مارتین هیدگر کنون ما در روزگار تمامیت تاریخ 2500 ساله ی فلسفه و متافیزیک که جز تاریخ وخشیدن [بالیدن، نمو] برهوت بی فکری و گمگشتگی آدمی به عنوان حیوان ناطق و ناطق حیوان بیگانه گشته [entfremender] در الفاظ و مفاهیم نیست قیام و تقرر یافته ایم. [اگر جمله به آلمانی بود ممکن بود چنین ساختاری داشته باشد: Heute existieren wir …] وجهه ی نظر در باب زبان و حقیقت زبان، در این برهوت که یک سوی آن متافیزیک پیرسالارانه ی ماقبل سقراطی و سوی دیگر آن متافیزیک سوبژکتیو است همان قدر از ذات و حقیقت زبان به دور است که از ذات آدمی به عنوان حضور منشمند (Mensch)[1]. آدمی چه به عنوان آنتروپوس و چه به عنوان homo، Mensch، کیومرتن [کیومرث، زنده ی میرا]، انسان و ...، عالم و آدم را در مقام امت (das Topon der Mutterherschaft) به نحو منطقی (logisch) درنیافته بود بلکه ذات منطقی که از متافیزیک نشأت می گیرد چنان است که معنای ماهوی ِ «کل من حیثes [(؟)] کل» را ویران نموده است. زبان و ظهور آن به ابطن و حاق «مقام جمع و معنی» [die Gemeinschaft] که جز امت واحده ی انسانی نیست تعلق دارد. از همین روست که اتیمولوژی به معنی حقیقی و اصیل آن جز شناسایی قلبی جماعتی ِ (log- [λεγειν: جمع آوردن، قرآن]) حق و حقیقت (etym-) در طریقت زبان نمی تواند بود.»
بنده در حال بیرون نویسی و ویرایش و حاشیه نویسی سخنرانی استاد اسدیان در همایش برزگداشت مرحوم استاد فردید در اَمرداد ماه سال 1386 ام تحت عنوان «مقدمه به پست متافیزیک: حقیقیت وجود و زبان در مارکس، هیدگر و فردید» که امیدوار ام زمان و حوصله ی اتمامش را بیابم. و السلام علی من اتبع الهدی
[1] - طبق لغتنامه های ریشه شناسانه لفظ der Mensch آلمانی و man / das Man با مَنِش پارسی به معنی اندیشه همریشه است. م. نورالهی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 4 آبان1387ساعت 22:14 توسط محمد نورالهی
|
|
||