|
|
|
|
|
اصلاحیه ی مهم: به نام خداوند جان و خرد در متن زیر خطایی رخ داده که باز تذکر خواهر مریم گرامی بدان پی بردم و آن را اصلاح می کنم. پیشتر نوشته بودم «سالن مرحوم استاد بزرگ نیا» که خواهر مریم تذکر دادند استاد بزرگ نیا هنوز خوشبختانه در میان مایند. عبارت بدین صورت اصلاح می شود «تالار استاد بزرگ نیا – که خداوند ایشان را سلامت بداراد» مشهدی ها بفرمایید گزارش کتاب! سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی دانشکده ی ریاضی برگذار می کند: تصویر برفک است! [معنی این عبارت چیست؟] سلسله جلسات گزارش کتاب از 20 فروردین تا 10 اردیبهشت ماه زمان : 12 تا 2 هر روز به جز پنج شنبه و جمعه ها مکان : دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده ی ریاضی، سالن مرحوم استاد بزرگ نیا منتظر تمام دوستان عزیز هستیم. فهرست کتاب های گزارش خواهد شده در هفته ی دوم: سه شنبه 28 فروردين 86 لادن احمديان دمکراسي گفتگويي، نويسنده : دکتر منصور انصاري، نشر مرکز، چاپ اول 1384 نظام دموکراتيک متکي به «خودآئيني» انسانها، حفظ تفاوت و هويت آنان، و قبول تکثير و گوناگوني بشري است. اين کتاب ضمن بحث و تحليل اين وجوه دموکراسي، نشان مي دهد در انديشه ي دو متفکر معروف دوران ما، باختين و هابرماس، به اين فضيلت ها بيشترين اهميت داده شده است. جايگاه دموکراسي از نظر اين متفکران در فضاها يا حوزه هاي عمومي است که باختين آن را در کارناوالهاي سده هاي ميانه و هابرماس در محافل عمومي و مردمي جستجو مي کند. در اين کتاب نشان داده مي شود تعميق و غني سازي مفهوم دموکراسي مستلزم توجه به زبان آن است که هم جايگاه توليد و باز توليد سلطه است و هم جايگاه تجلي آزادي. زبان وقتي خصلت گفتگويي و نه تک گويانه داشته باشد مي تواند وضعيت کلامي آرماني را متحقق سازد که در آن ارتباط انساني غير اجبار آميز حاکم باشد و امکان «استدلال بهتر» براي رسيدن به اجماع فراهم شود. ---------------------------------------------------------------- چهارشنبه 29فروردين 86 مهدي علومي صيد قزل آلا در آمريکا، نويسنده : ريچارد براتيگان، ترجمه: پيام يزدان جو، نشر چشمه، چاپ اول 1384 صيدِ قزلآلا در آمريکا نمونهي بيهمتاي يک رمان ِ پسامدرن است. اثر ِ برجستهي ريچارد براتيگان، با خلاقيتي خيرهکننده و جذابيتي نامتعارف و مثالزدني. صيدِ قزلآلا در آمريکا هم رمان است و هم نيست، هم دربارهي صيدِ قزلآلاست و هم نه؛ دنياي تازهاي از ادبياتِ داستانيست که ميتواند تا مدتها ذهن ِ خواننده را درگير ِ خود کند. با صيدِ قزلآلا در آمريکا ميتوانيد لذتِ خوبِ خواندن ِ يک رمان ِ جسورانهي پسامدرن را تجربه کنيد. ------------------------------------------------------------------- شنبه 1 ارديبهشت 86 زهير صياميان نقد گفتمان ديني، نويسنده : نصر حامد ابوزيد، مترجم: حسن يوسفي اشکوري، نشر: يادآوران، چاپ اول 1381 اين کتاب از جمله کتب مهم و تاثير گذار در جهان معاصر عرب و انديشمندان مسلمان مي باشد. در اهميت کتاب همين بس که باعث جنجال هاي پردامنه در مصر گرديد. تا به آنجا که نويسنده آن تکفير و نهايةً به تبعيد اجباري کشانيد. نويسنده اين کتاب بر آن است که مباني و ساز و کارهاي جريان راست سنتي و چپ اسلامي را مورد نقد قرار دهد و در نظر نويسنده اين دو تلقي به رويکري منفعت طلبانه - تحميلي مي انجامد که در بنياد چندان تمايز و فاصله اي با يکديگر در عين تقابل با هم پيدا نمي کند . نويسنده با تبيين مواضع خود درباره متن دين (قرآن) رويکرد سکولار را، علمي ترين، انساني ترين و حقيقي ترين تأويل از متن مي داند؛ البته سکولاريسمي که به زدايش غبار اسطوره ها و امور خرافي از متن دين مي پردازد نه سکولاريسمي که اساسا متن را جريان واقعي اجتماع بيرون مي داند و شعار گسست از متن ديني و دين را مي دهد. ------------------------------------------------------------------- يکشنبه 2 ارديبهشت 86 عيلرضا مازاريان وحدت وجود؛ به روايت ابن عربي و مايستر اکهارت، نويسنده: دکتر قاسم کاکايي، نشر هرمس 1382 «وحدت وجود؛ به روايت ابن عربي و مايستر اکهارت»، پژوهش سترگ حجة الاسلام دکتر قاسم کاکايي پيرامون مفهوم ديرياب و خطرخيز «وحدت وجود» در دو سنت عرفاني مسيحي و اسلامي و به ويژه يافته هاي اين دو عارف بزرگ است. «شيخ اکبر» و «مايستر»، در زمانه ي پر آشوب جنگ هاي صليبي با نگره هايي نزديک در دو زمين و يک زمان، طرحي نو درانداخته اند. کاکايي در کنار رمز گشايي از سيماي اکهارت ِ ناشناخته در ايران، با بررسي هاي گونه گون وحدت وجود بر آن است تا نقاب از اين شاهد قدسي بر افکند. فراگيري زاويه هاي مرتبط فلسفي، فقهي، کلامي،عرفاني، ادبياتي و ... نشان فرهيختگي پژوهشگر است به گونه اي که گويا جلد نخست يک دائرة المعارف معتبر آماده شده است. انتشارات هرمس، اين کاوش ميان ديني و ميان فرهنگي را به سفارش مرکز گفت و گوي تمدن ها در هفتصد صفحه تقديم عرفان پويان نموده است. --------------------------------------------------------- دوشنبه 3 اردیبهش 1386 محمد نورالهی متافیزیک چیست؟ «مارتین هایدگر» ترجمه ی سیاوش جمادی ققنوس، چاپ اول زمستان 1383، سوم 1385 به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ «مابعدالطبیعه» تاریخ 2500 ساله ی غرب است. لب لباب «مابعدالطبیعه» نیست انگاشتن حقیقت هستی/ وجود و اصالت دادن به موجود / "هست" ـی خاص از میان انبوه و سلسله ی موجودات / هستان است. کنه تفکر مابعدالطبیعی نیز «تفلسف مفهومی» در برابر «تفکر متذکرانه / معنوی / انضمامی / پدیدارشناسانه» است که عبارت باشد از موضوعیت نفسانی (سوبژکتیویته). مارتین هیدگر در رساله ی «مابعدالطبیعه چیست؟» (که در ضمن نطق آغاز به کار او در دانشگاه فریبورگ در سال 1929 نیز بوده است) بر آن است تا «مابعدالطبیعه» را به میدان پرسش بیاورد. او با تحلیلی پدیدارشناسانه از پرسش از «نیست / نا-هست» که «یک» پرسش مابعدالطبیعی است قدم در راه تحقیق در «ماهیت و کلیت» مابعدالطبیعه می گذارد که در رساله ای دیگر، «بازگشت به سرزمین / بنیاد مابعدالطبیعه» (1949) که به کتاب به عنوان درآمد پیوست شده است، از آن به «چیرگی» (تحت الفظی گویا «از فراز پیچ و خمها گذشتن») بر مابعدالطبیعه تعبیر کرده است. تلاش هیدگر در این رساله گشودن راهی است برای دست یافتن یا بهتر گفته شود نزدیک شدن به تفکر «نه – دیگر – مابعدالطبیعی». این کتاب پسگفتار یا ذیلی هم دارد (نوشته ی سال 1943) که بیشتر به طرح بدفهمیهای پیرامون رساله ی «مابعدالطبیعه چیست؟» و رفع اتهام از آن می پردازد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 22:37 توسط محمد نورالهی
|
|
||
|
|
|
|
|
تکمله: چند لحظه ی پیش فیلم Blood Diamond را دیدم. به جز پایانش که کمی ساده دلانه و البته غمآور بود بقیه ی فیلم شاهکار بود. و لعنة الله علی القوم الظالمین. مشخصات: director: Edward Zwick (cast: DiCaprio + Djimon Hounsou + Jennifer Connelly) تذکر: نوشته ی زیر از نوشته های بالنسبه قدیمی من است که گاه و بیگاه در آن تغییراتی داده ام اما اساس آن تغییری نکرده است. به نام خداوند جان و خرد پیشدرآمد: بنده از خواننداگان همیشگی مجله ی مغتنم و انقلابی «سوره» (به سردبیری جناب آقای وحید جلیلی – حفظه الله تعالی) ام. یکی از بخشهای همیشگی این مجله نقد و بررسی فیلمهای سینمایی داخلی و خارجی است. اما متأسفانه ی بنده تا کنون نقد قابل تأملی در این مجله نخوانده ام و نسبت به اظهار نظرهای چاپ شده در این مجله در حوزه ی تحلیل فیلم انتقادهای زیادی دارم. از جمله ی یکی از این انتقادات که صورت مکتوب یافته است و به ضمیمه ی نکاتی دیگر برای خود مجله نیز فرستاده شده است نوشته ی زیر است. بخش دوم این نامه در شماره ی 27 مجله (بخش پژواک) به چاپ رسیده است. درآمد: فیلمها و فیلمسازانی که کمابیش توجه مرا به خود جلب کرده اند و بدم نمی آید در باره ی آنها بنویسم: Ghost Dog (Jim Jarmusch) Leon Professional (Luc Besson) Fight Club (David Fincher) Gangs of The departed (Martin Scorsese) خیلی دور، خیلی نزدیک (رضا میر کریمی) اشک سرما (؟) نفس عمیق (؟) ماتریکس 1 و 3 (برادران واچفسکی) برخی فیلمهای آقای حاتمی کیا (آژانس شیشه ای، روبان قرمز، ارتفاع پست، موج مرده، خاکستر سبز، به نام پدر) برخی (اغلب) فیلمهای آقای استنلی کوبریک (پرتقال کوکی، چگونه آموختم نگران نباشم و به بمب اتم عشق بورزم، درخشش، غلاف تمام فلزی، اُدیسه ی فضایی 2001، هوش مصنوعی (؟)) (با چشمان کاملاً بسته را هنوز ندیده ام) برخی فیلمهای لوک بسون (ژان دارک (ژان ِ آرکی)، لئون، عنصر پنجم) برخی فیلمهای آقای جیم جارموش برخی فیلمهای آقای دیوید فینچر (فارنهایت 451 (؟)، باشگاه مشت زنی، هفت) برخی فیلمهای [مرحوم] آقای رسول ملاقلی پور (سفر به چزابه، کمکم کن، هیوا، نسل سوخته، قارچ سمی) ارباب حلقه ها (درستتر: سرور حلقه ها) (پیتر جکسون) برخی فیلمهای مرحوم چارلی چاپلین گلادیاتور (ریدلی اسکات) دیوانه از قفس پرید (آقای احمد معتمدی) یک تکه نان (آقای کمال تبریزی گرامی) اغلب فیلمهای آقای بهمن فرمان آرا (خانه ای روی آب، بوی کافور عطر یاس، یک بوس کوچولو) پری (آقای داریوش مهرجویی) Stephen Chow (“Kung Fu hustle” and etc) تذکر: فهرست بالا شامل فیلمهایی که من آنها را کمابیش دوست دارم نمی شود. بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند پریروز و پس فردای تاریخ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 12:31 توسط محمد نورالهی
|
|
||