|
|
|
|
|
ویرایش جدیدتر 9/1/1386 ویرایش جدید بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ متن زیر سرمقاله ی شماره ی 30 مجله ی شریف «سوره» نوشته ی جناب آقای برادر وحید جلیلی – حفظه الله تعالی لنا - بود که آقای بنیانیان مدیر حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی آن را لابد به علت برخورد با شؤونات اسلامی! حذف فرمودند و برادر جلیلی هم به جای نوشته ی خودشان که لابد! شایسته ی حذف بوده است گزیده هایی از سخنرانی های امام خامنه ای - حفظه الله تعالی – را در مورد نفی تجمل گرایی مسؤولان پیشنهاد دادند. از جمله ی آنچه در این متن جلب توجه مرا کرد سبک بسیار بسیار نزدیک آن به سبک سرمقاله نویسی سید شهیدان اهل قلم، مرحوم سید مرتضی آوینی – قدس سرّه الشریف – بود (این سبک به سبک برخی مقالات مارتین هیدگر که پدیدارشناسانه است نزدیک است. ویژگی بارز این طرز تفکر بازگشتن مدام به موضوع اصلی پس از طرح وجهی از وجوه آن و در افتادن است به دورهایی پدیدارشناسانه – زندآگاهانه. البته این مقاله اجمال دارد.) رسم خط کمابیش همانند اصل است جز در مورد یاء بدل از کسره ی اضافه که من آن را به متن افزودم. پانوشتها هم از من است. دوقلابها نیز هم. درود بر سید شهیدان اهل قلم، درود بر جناب برادر جلیلی و درود بر تمامی مستضعفان خودآگاه تاریخ که چراغ تفکر آماده گرانه را برای ظهور موعود امم و امت واحده ی پایان تاریخ روشن نگاه می دارند. انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی! تأملی در تـنگه ی اُحُد مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی[1] از كمترین چیزهایی كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامی می توان ادعا كرد این است كه یك "فرهنگ انقلابی" است. [1] - کاربرد «اُحد» در این عنوان مرا به یاد بیتی از جناب معلم شاعر ایل ما انداخت: من ندانم که بُود خواجه مسلمان یا نیست در اُحد هر که ز احمد نبود سفیانی ست ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 1:47 توسط محمد نورالهی
|
|
||
|
|
|
|
|
_______ بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ باسم رب الشهداء و الصدیقین
با سلام به روان عزت مند تمام شهدای اسلام بالاخص شهدای هشت سال دفاع مقدس – جنگ تحمیلی و درود به روان متبرک حضرت سید مرتضی آوینی سه شنبه 15 اسفند ماه در جلسه ی سخنرانی جناب آقای حسن عباسی در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مهشد شنیدم که مجله ی سوره، چشم و چراغ ما در میان مجلات انقلابی، دیگر چاپ نمی شود. امروز از طریق وبلاگ رفیق گرامیم آقای علیرضا مازاریان – زیّد الله توفیقاته – از کم و کیف قضیه بیشتر آگاه شدم. این هم نشانی وبلاگی در این زمینه: نیز اینجا: http://www.soureh.mihanblog.com/ نیز اینجا: http://www.psoureh.blogfa.com/ بسیار بسیار بسیار باعث تأسف است که چنین امری رخ داده. اکنون خسته تر از آن ام که بتوانم حق مطلب را ادا کنم. بنده به آقای جلیلی و آقای آشتیانی و آقای مؤدب و آقای مهدی نژاد و نیز آقای سعیدی و تمام گردانندگان و نویسندگان آن جبهه ی فرهنگی ارادت داشتم و دارم و زندگانی آنان را (که عقیده و جهاد) است ... چه بگویم زبانم الکن است. متأسف ام. متأسف ام. وای به حال آقای بنیانیان اگر این خطای خود را جبران نکند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 2:16 توسط محمد نورالهی
|
|
||
|
|
|
|
طرح و نقد و بررسی برخی نکات بنیادی در اندیشه ی فلسفی دکتر سروش
(طرح ضد علم و ضد عقل و هگلی بودن دکتر سروش)
قسمت دوم 3) دکتر سروش هگلی است بدین معنی که قایل به پیشرفت خطی تاریخ و تحقق هر چه بیشتر حقیقت در آن از پی به پیش رفتن آن است. این نظر را می توان در نظریه ی «قبض و بسط تئوریک شریعت» پی گرفت. شرح مطلب را از فریدریش انگلس بشنویم:
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 اسفند1385ساعت 7:36 توسط محمد نورالهی
|
|
||
|
|
|
|
تکمله:
پس از ترجمه ی جمله ای از هیدگر این توضیح لازم بود می آمد که: ساختار تعبیری و نحوی «الف ِ ب به ج است» که در ترجمه ی تعبیر آلمانی: A von B besteht in C به کار رفته از جناب استاد پرویز ضیاء شهابی – حفظه الله تعالی و ایّده فی التألیفاته - گرفته شده است.
در برخی مواضع متن زیر برخی تغییرات جزئی اعمال شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند پریروز و پس فردای تاریخ
طرح و نقد و بررسی برخی نکات بنیادی در اندیشه ی فلسفی دکتر سروش
(طرح ضد علم و ضد عقل و هگلی بودن دکتر سروش)
قسمت اول
تذکر:
یادداشتهای زیر برگرفته از یکی از نوشته های سابق من در وبلاگ «باشگاه بیژن حکمت جو» است به نام افشای روشنفکری، یا استغراق در سیاست زدگی (قسمت دوم طرح و نقد و بررسی برخی نکات بنیادی در اندیشه ی فلسفی دکتر سروش) که بخش پایانی آن در این وبلاگ نیز دوباره آورده می شود. علت نوشته شدن آن در خودش آمده است و در اینجا نیز آورده شده است.
این یادداشتها بالنسبه به صورت نخستینشان اصلاح و تکمیل شده اند.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من نفسی و الحمد لله رب العالمین و السلام و الصلوة من الله علی اشرف الانبیاء و المرسلین رسول الله الاعظم محمد مصطفی و آله ائمة الهداة المهدیین سیما بقیة الله فی الارضین – عجلّ الله تعالی فی فرجهم - و علی البضعته المبارکة الکوثر الرحمة الزهراء المرضیة.
قال الله تعالی فی محکم آیاته: یا ایها الذین آمنوا! اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیءٍ فرُدّوُهُ الی الله و الرسول ان کنتم تُؤمنون بالله و الیوم الآخر؛ ذلک خیرٌ و احسنُ تأویلاً (سوره ی مبارک نساء، آیه ی حکیم 59، ترجمه ی من: ای آن کسانی که ایمان آورده اید! یزدان را اطاعت کنید و پیامبر و برتر [و شایسته تر] در امر را از خودتان اطاعت کنید. پس آن هنگام که در چیزی به نزاع دچار آمدید، اگر به یزدان و پیامبر ایمان آورده اید، آن را به یزدان و پیامبر رد کنید [عرضه دارید]؛ این بهتر است و نیکوتر از جهت تأویل [به چیزی واپس رفتن].) صدق الله العلی العظیم.
و اما بعد. چندی پیش که یکی از رفقای نادیده ام «آقای مجتبی» از طریق پیامگذاری در این وب لاگ، مرا از گفت و گوی اخیر دکتر سروش با پایگاه اینترنتی «روز» (نیز ر.ک. ستاد اینترنتی دکتر سروش) و سخنانی که در آن، درباره ی استاد مصباح یزدی و مرحوم استاد سید احمد فردید – غفر الله له - زده شده بود با خبر کرد؛ گمان نمی کردم با آشی به این شوری طرف شوم. اما آش، پُری شور بود! اما از جریان روشنفکری چیزی جز این نیز توقع داشتن از بی خبری است. این جریان از همان آغاز پیدایی با سیاست زدگی خود، همواره سد محکمی در برابر تفکر اصیل و بی غرض بوده است و این، مع الاسف، داستانی است غمبار که گویا تا انجام و سر زدن دولت حق خواهد پایید.
[...]ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 8:46 توسط محمد نورالهی
|
|
||