تبليغاتX
تجربه ی تفکر
پرسیدن، پارسایی اندیشیدن است. (مارتین هَیدگر)

به خواست اقای میردامادی تغییری در متن زیر داده شده است که به آن اشاره ای نمی توانم کرد.

21/8/1385

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ

خطابه و یادداشتهای درباب

گفت و گو

 

Die Rose ist ohne Warum

Sie belühet, weil blühet

Sie achtet nicht ihrer selbst,

fragt nicht, ob man sie siehet.

(Angelus Silesius. 1424- 1677)

گل است آنچه است بی چرا

ز بهر شکوفایی شود او شکوفا

گل را نه توجهی است به خودش

و نه دیده شدن راست جویا

(آنگِـلوس سیلـِسیوس.

منبع شعر را نیافتم. متن از اینجا

همچنین ر.ک. دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان،

صص 224 تا 226)

 

«ستایش دریا» – مجموعه ی چهار قطعه برای نمایش – یک دفتر شعر است [خجسته کیا، تهران، 1342]. [...]

«ستایش دریا» یک بازگشت صد و بیست – سی درجه است به اساطیر و به زبانی شاعرانه و چه سخت است شعر فارسی را بر صحنه ای نمایش دادن! و آیا این نیز خود یک بازگشت نیست؟ [...] آیا خجسته خانم نیز نه به فرار از ابتذال خطابیات آن حضرات [نوشین، اسکویی، جعفری] است که چنین به شعر بازگشته؟ من سؤال می کنم.

*

شاید هم به قول حضرت فردید که نقل می کند از دیگر فضلای فلاسفه – به علت این است که خجسته خانم در دوره ای حرف می زند که اصلاً امکان «مکالمه» نیست. چرا که یک طرف بیش نیست. دو نفر رو به روی هم نشسته اند؛ این درست، اما گوش ها فقط به درون باز است، و حرف هم می زنند، اما هر کس حرف خودش را می شنود."

(مرحوم جلال آل احمد [یا آل قلم؟]، ارزیابی شتابزده، رواق، چاپ سوم، 1357، مقاله ی «ستایش "خجسته" از دریا و نفرینش به "آهن"»، صص 116 و 117. رسم خط از من.)

[نامه ی من به آقای میردامادی

در باب «نسبت تفکر و گفت و گو» و در ماهیت روشنفکری (1)

با اندکی تغییر]

«پرسیدن، پارسایی تفکر است»

Fragen ist Frömmigkeit des Denkens

(جمله ی پایانی رساله ی «پرسش از تکنیک»، مارتین هیدگر.

جمله را من خود ساخته ام. شاید همه یا برخی کلمات دیگر نیز در متن اصلی حرف تعریف داشته باشند.)

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد

به خود گمان نبرد هیچکس که نادان ام

(لادری)

رفیق روشنفکرم

حجة الاسلام و المسلمین یا مرجع تقلید آینده

دکتر یا استاد دانشگاه آینده

آقای سید یاسر میردامادی فعلی

با دلخوری

سلام

 

من امروز نمی دانم چرا سخت توپم پر است. می خواهم از متفکر نمایی روشنفکران و از فلک زدگی آنان و از بسته بودن افق ذهنشان بگویم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 6:34  توسط محمد نورالهی  |